lärmerfüllt

Aussprache: /ˈlɛʁmɐˌfʏlt/
Worttrennung: lär·m·er·füllt
صفت

پُر از سر و صدا، پُر هیاهو

Bedeutungen

1

پر از سر و صدا، پرسروصدا و پرهیاهو.

  • Die lärmerfüllte Fabrikhalle war ein Ort intensiver Arbeit.سالن پر سر و صدای کارخانه مکانی برای کار فشرده بود.
  • Sie lebten in einer lärmerfüllten Straße im Stadtzentrum.آنها در خیابانی پر سر و صدا در مرکز شهر زندگی می‌کردند.
  • Der lärmerfüllte Markt zog viele Besucher an.بازار پر هیاهو بازدیدکنندگان زیادی را جذب می‌کرد.