durchlesen
از اول تا آخر خواندن، با دقت مطالعه کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) durchlesen
متن، سند، مقاله یا کتابی را از ابتدا تا انتها با دقت و کامل خواندن.
- Ich muss diesen langen Bericht noch einmal gründlich durchlesen.من باید این گزارش طولانی را دوباره با دقت از اول تا آخر بخوانم.
- Hast du die Vertragsbedingungen vollständig durchgelesen?آیا شرایط قرارداد را به طور کامل خواندهای؟