festlesen
غرق خواندن شدن (و زمان را فراموش کردن)
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + in + Dativ
آنچنان غرق در خواندن کتاب یا متنی شدن که گذر زمان، محیط اطراف یا سایر کارها فراموش شود.
- Er hat sich in dem spannenden Roman so festgelesen, dass er die Zeit vergaß.او آنقدر در رمان هیجانانگیز غرق شد که زمان را فراموش کرد.
- Sie liest sich gerne in gute Bücher fest und vergisst dabei alles um sich herum.او دوست دارد در کتابهای خوب غرق شود و همه چیز اطرافش را فراموش کند.