nachlesen
مجدداً خواندن، در منبع جستجو کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) nachlesen
برای اطمینان، رفع ابهام یا یادآوری، متنی را دوباره بازخوانی کردن.
- Ich muss den Vertrag noch einmal nachlesen, bevor ich unterschreibe.من باید قبل از امضا، قرارداد را دوباره بخوانم.
- Können Sie bitte die genaue Zahl im Bericht nachlesen?میتوانید لطفاً عدد دقیق را در گزارش دوباره بخوانید؟
2
etwas (Akkusativ) + bei/in + Dativ nachlesen
اطلاعات بیشتر درباره موضوعی را در یک کتاب مرجع، فرهنگ لغت یا منبع مطالعه کردن.
- Wenn du dir unsicher bist, kannst du das im Lexikon nachlesen.اگر مطمئن نیستی، میتوانی آن را در لغتنامه مطالعه کنی.
- Ich habe die Definition des Wortes in einem Fachbuch nachgelesen.من معنی کلمه را در یک کتاب تخصصی مطالعه کردم.
3
intransitiv / etwas (Akkusativ) nachlesen
جمعآوری مجدد محصول یا دانههای باقیمانده روی زمین پس از برداشت اصلی (خوشهچینی ثانویه).
- Nach der Haupternte lasen die Bauern die verbliebenen Ähren nach.پس از برداشت اصلی، کشاورزان خوشههای باقیمانده را دوباره جمعآوری کردند.
- Die Kinder durften auf dem Feld nachlesen, was die Maschinen nicht erfasst hatten.به بچهها اجازه داده شد در مزرعه آنچه را که ماشینها جمعآوری نکرده بودند، دوباره جمع کنند.