anlesen

Aussprache: /ˈanˌleːzn̩/
Worttrennung: an·le·sen
فعل

شروع به خواندن کردن، با مطالعه سطحی دانش کسب کردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) anlesen

شروع به خواندن کتاب یا متنی کردن و بخشی از ابتدای آن را مطالعه نمودن.

  • Ich habe das Buch nur kurz angelesen, um einen Eindruck zu bekommen.من کتاب را فقط کمی خواندم تا ایده‌ای به دست آورم.
  • Er las die ersten Seiten des Berichts an.او صفحات اول گزارش را مطالعه کرد.
2 sich (Dativ) + etwas (Akkusativ) anlesen

دانش و اطلاعاتی را صرفاً بر اساس مطالعه نظری (بدون تجربه عملی) به دست آوردن.

  • Er hat sich das Wissen über die Börse nur angelesen.او دانش مربوط به بورس را فقط از طریق مطالعه کسب کرده است.
  • Man kann sich vieles anlesen, aber ohne Praxis lernt man es nicht wirklich.انسان می‌تواند چیزهای زیادی را از طریق مطالعه بیاموزد، اما بدون عمل، واقعاً یاد نمی‌گیرد.