gegenlesen

Aussprache: /ˈɡeːɡn̩ˌleːzn̩/
Worttrennung: ge·gen·le·sen
فعل

بازخوانی کردن, تصحیح کردن, مقابله کردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) gegenlesen

متنی را به منظور یافتن غلط‌های املایی، نگارشی، دستوری یا محتوایی دوباره خواندن و تصحیح کردن.

  • Könnten Sie bitte meinen Artikel gegenlesen, bevor ich ihn einreiche?می‌توانید لطفاً مقاله‌ی من را قبل از ارسال بازخوانی و تصحیح کنید؟
  • Der Lektor hat das Manuskript sorgfältig gegengelesen.ویراستار دست‌نوشته را با دقت بازخوانی کرد.