nachlesen

Aussprache: /ˈnaːxˌleːzn̩/
Worttrennung: nach·le·sen
فعل

مجدداً خواندن، در منبع جستجو کردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) nachlesen

برای اطمینان، رفع ابهام یا یادآوری، متنی را دوباره بازخوانی کردن.

  • Ich muss den Vertrag noch einmal nachlesen, bevor ich unterschreibe.من باید قبل از امضا، قرارداد را دوباره بخوانم.
  • Können Sie bitte die genaue Zahl im Bericht nachlesen?می‌توانید لطفاً عدد دقیق را در گزارش دوباره بخوانید؟
2 etwas (Akkusativ) + bei/in + Dativ nachlesen

اطلاعات بیشتر درباره موضوعی را در یک کتاب مرجع، فرهنگ لغت یا منبع مطالعه کردن.

  • Wenn du dir unsicher bist, kannst du das im Lexikon nachlesen.اگر مطمئن نیستی، می‌توانی آن را در لغت‌نامه مطالعه کنی.
  • Ich habe die Definition des Wortes in einem Fachbuch nachgelesen.من معنی کلمه را در یک کتاب تخصصی مطالعه کردم.
3 intransitiv / etwas (Akkusativ) nachlesen

جمع‌آوری مجدد محصول یا دانه‌های باقی‌مانده روی زمین پس از برداشت اصلی (خوشه‌چینی ثانویه).

  • Nach der Haupternte lasen die Bauern die verbliebenen Ähren nach.پس از برداشت اصلی، کشاورزان خوشه‌های باقی‌مانده را دوباره جمع‌آوری کردند.
  • Die Kinder durften auf dem Feld nachlesen, was die Maschinen nicht erfasst hatten.به بچه‌ها اجازه داده شد در مزرعه آنچه را که ماشین‌ها جمع‌آوری نکرده بودند، دوباره جمع کنند.