querlesen
روزنامهوار خواندن، سطحی مرور کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas querlesen)
متن را خیلی سریع و مورب (روزنامهوار) خواندن برای دریافت خطوط کلی و نکات اصلی، بدون درگیر شدن با جزئیات.
- Ich habe den Artikel nur kurz quergelesen, um die Hauptpunkte zu erfassen.من مقاله را فقط کوتاه روزنامهوار خواندم تا نکات اصلی را درک کنم.
- Bei so vielen E-Mails muss man oft nur den Betreff querlesen.با این همه ایمیل، اغلب باید فقط موضوع را سریع مرور کرد.