querlesen

Aussprache: /ˈkvɛɐ̯ˌleːzn̩/
Worttrennung: quer·le·sen
فعل

روزنامه‌وار خواندن، سطحی مرور کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas querlesen)

متن را خیلی سریع و مورب (روزنامه‌وار) خواندن برای دریافت خطوط کلی و نکات اصلی، بدون درگیر شدن با جزئیات.

  • Ich habe den Artikel nur kurz quergelesen, um die Hauptpunkte zu erfassen.من مقاله را فقط کوتاه روزنامه‌وار خواندم تا نکات اصلی را درک کنم.
  • Bei so vielen E-Mails muss man oft nur den Betreff querlesen.با این همه ایمیل، اغلب باید فقط موضوع را سریع مرور کرد.