lesen
خواندن، مطالعه کردن، فهمیدن/استنباط کردن، برداشت کردن (محصول)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
متن، کتاب، روزنامه یا نوشتهای را خواندن یا مطالعه کردن
- Ich lese jeden Abend ein paar Seiten in einem spannenden Buch.من هر شب چند صفحه از یک کتاب جذاب را میخوانم.
- Kannst du diese alte Handschrift lesen?آیا میتوانی این دستخط قدیمی را بخوانی؟
2
intransitiv / für + Akkusativ
مطالعه کردن و درس خواندن (بهویژه برای دانشگاه یا آزمون)
- Sie liest intensiv für ihre bevorstehende Prüfung.او برای امتحان پیشِ روی خود به شدت مطالعه میکند.
- Er hat die ganze Nacht durchgelesen.او تمام شب را یکسره مطالعه کرد.
3
etwas (Akkusativ) + aus + Dativ
چیزی (مانند احساسات، حالت یا قصد) را از چهره، رفتار یا چشمان کسی فهمیدن و استنباط کردن
- Man konnte die große Enttäuschung aus ihren Augen lesen.میشد ناامیدی بزرگ را از چشمانش خواند (فهمید).
- Ich habe aus seinem Schweigen gelesen, dass er unzufrieden war.من از سکوتش فهمیدم که او ناراضی بود.
4
etwas (Akkusativ)
برداشت کردن، چیدن و دستچین کردن میوه یا حبوبات (مانند انگور یا عدس)
- Im Herbst lesen die Winzer die Trauben von Hand.در پاییز، شرابسازان انگورها را با دست بچینند (برداشت میکنند).
- Aschenputtel musste die guten Linsen aus der Asche lesen.سیندرلا مجبور بود عدسهای خوب را از میان خاکستر جدا کند.