ablesen
قرائت کردن (مقدار/عدد)، خواندن از روی دستگاه، فهمیدن از روی چهره/رفتار
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) von + Dativ
عدد، مقدار یا دادهای را از روی صفحه نمایش، دماسنج، کنتور یا دستگاه اندازهگیری خواندن و ثبت کردن.
- Bitte lies den Stromverbrauch vom Zähler ab.لطفاً مصرف برق را از روی کنتور بخوان.
- Der Arzt las die Werte vom EKG ab.دکتر مقادیر را از روی نوار قلب خواند.
2
etwas (Akkusativ) von/an + Dativ
احساسات، افکار یا حالات را از روی چهره، لبها یا رفتار کسی متوجه شدن یا خواندن.
- Ich konnte die Enttäuschung in seinen Augen ablesen.من توانستم ناامیدی را از چشمانش بخوانم.
- Man konnte an seiner Mimik ablesen, dass er nicht erfreut war.از حالات چهرهاش میشد فهمید که او خوشحال نبود.
3
etwas (Akkusativ) von + Dativ
متن یا سخنرانی را به جای بداههگویی، مستقیماً از روی کاغذ یا صفحه خواندن.
- Der Redner las seine vorbereitete Rede vom Blatt ab.سخنران سخنرانی آمادهشدهاش را از روی کاغذ خواند.
- Es ist nicht gut, wenn man den ganzen Text vom Blatt abschreibt.خوب نیست که کل متن را از روی کاغذ بنویسیم (بخوانیم).