durchlesen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌleːzn̩/
Worttrennung: durch·le·sen
فعل

از اول تا آخر خواندن، با دقت مطالعه کردن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) durchlesen

متن، سند، مقاله یا کتابی را از ابتدا تا انتها با دقت و کامل خواندن

  • Bitte lesen Sie den Vertrag aufmerksam durch, bevor Sie unterschreiben.لطفاً پیش از امضا، قرارداد را با دقت از اول تا آخر بخوانید.
  • Ich habe den Artikel zweimal durchgelesen, um alles zu verstehen.من مقاله را دو بار از ابتدا تا انتها خواندم تا همه چیز را درک کنم.