einlesen
مطالعه کردن، آشنا شدن با موضوع، اسکن کردن، وارد کردن داده
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + in + Akkusativ
خود را با مطالعه دقیق و عمیق درباره یک موضوع جدید، حوزه کاری یا اطلاعات فنی، مسلط و مطلع ساختن.
- Er muss sich in das neue Projekt schnell einlesen.او باید به سرعت خود را با پروژه جدید از طریق مطالعه آشنا کند.
- Die Studentin liest sich in die Materie ein, um die Prüfung zu bestehen.دانشجو برای قبولی در امتحان، خود را در موضوع مطالعه و مسلط میکند.
2
etwas (Akkusativ) + in + Akkusativ
وارد کردن اطلاعات، دادهها، بارکدها یا فایلها به یک سیستم کامپیوتری، اسکنر یا دستگاه دیگر.
- Bitte lesen Sie die Daten in die Datenbank ein.لطفاً دادهها را در پایگاه داده وارد کنید.
- Der Scanner liest den Barcode in das System ein.اسکنر بارکد را در سیستم وارد میکند.