festlesen

Aussprache: /ˈfɛstˌleːzn̩/
Worttrennung: fest·le·sen
فعل

غرق خواندن شدن (و زمان را فراموش کردن)

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) + in + Dativ

آن‌چنان غرق در خواندن کتاب یا متنی شدن که گذر زمان، محیط اطراف یا سایر کارها فراموش شود.

  • Er hat sich in dem spannenden Roman so festgelesen, dass er die Zeit vergaß.او آنقدر در رمان هیجان‌انگیز غرق شد که زمان را فراموش کرد.
  • Sie liest sich gerne in gute Bücher fest und vergisst dabei alles um sich herum.او دوست دارد در کتاب‌های خوب غرق شود و همه چیز اطرافش را فراموش کند.