mitlesen
همراه خواندن، پنهانی پیام خواندن، ناظر/شنونده بودن در گفتوگو
Bedeutungen
1
bei + Dativ / etwas (Akkusativ) mitlesen
همزمان با شخص دیگری از روی برگه یا کتاب او خواندن.
- Ich lese bei meiner Mutter mit, während sie die Zeitung liest.من همراه مادرم میخوانم، در حالی که او روزنامه میخواند.
- Kannst du bitte den Text bei mir mitlesen?میتوانی لطفا متن را همراه من بخوانی؟
2
etwas (Akkusativ) mitlesen
پیامها، ایمیلها یا نامههای شخصی دیگران را پنهانی یا بدون اجازه خواندن.
- Es ist nicht erlaubt, die E-Mails anderer Leute mitzulesen.خواندن ایمیلهای دیگران مجاز نیست.
- Er hat heimlich meine Nachrichten mitgelesen.او مخفیانه پیامهایم را خوانده بود.
3
intransitiv / in + Dativ mitlesen
در یک فروم، گروه آنلاین یا چت، صرفاً خواننده بودن بدون ارسال پیام یا مشارکت فعال.
- Ich lese in vielen Online-Foren nur mit und schreibe nichts.من در بسیاری از انجمنهای آنلاین فقط میخوانم و چیزی نمینویسم.
- Sie ist neu in der Gruppe und liest erstmal nur mit.او در گروه جدید است و فعلاً فقط میخواند.