lässlich
قابل بخشش، جزئی، کماهمیت
Bedeutungen
1
خطا یا اشتباهی که جزئی، ناچیز و قابل اغماض است و عواقب جدی ندارد.
- Es war nur ein lässlicher Fehler, der schnell behoben wurde.این فقط یک خطای جزئی بود که به سرعت اصلاح شد.
- Die Verspätung war so gering, dass sie als lässlich galt.تأخیر آنقدر کم بود که قابل اغماض تلقی شد.
- Er entschuldigte sich für den lässlichen Fauxpas.او برای آن اشتباه کوچک عذرخواهی کرد.