auflassen
باز گذاشتن، به سر داشتن، تعطیل کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas auflassen)
در، پنجره، درب یا درپوش را باز رها کردن و نبستن.
- Lass die Tür bitte aufgelassen, damit frische Luft hereinkommt.لطفاً در را باز بگذار تا هوای تازه وارد شود.
- Er hat das Fenster aufgelassen, obwohl es regnete.او پنجره را باز گذاشته بود، هرچند باران میبارید.
2
Akkusativ (jemanden / etwas auflassen)
کلاه، عینک یا زیورآلات را بر سر یا تن نگه داشتن و برنداشتن.
- Sie ließ ihren Hut den ganzen Tag aufgelassen.او تمام روز کلاهش را بر سر داشت.
- Er trug die Brille den ganzen Abend aufgelassen.او تمام شب عینک را به چشم داشت.
3
Akkusativ (jemanden / etwas auflassen)
تخصصی/اداری: کسبوکار، مغازه، ایستگاه قطار، معدن یا مؤسسهای را برای همیشه تعطیل و منحل کردن.
- Nach vielen Jahren musste die alte Bäckerei aufgelassen werden.پس از سالها، نانوایی قدیمی مجبور به تعطیلی شد.
- Die Zeche wurde letztes Jahr aufgelassen.معدن زغالسنگ سال گذشته تعطیل شد.