niederlassen
ساکن شدن، مطب/دفتر زدن، نشستن، فرود آمدن
Bedeutungen
1
sich + in/an + Dativ / als + Nomen
در مکانی (معمولاً شهری) ساکن شدن، کسب و کار (مانند مطب پزشک یا دفتر وکالت) راهاندازی کردن یا شغلی را آغاز کردن.
- Nach dem Studium hat er sich in Berlin niedergelassen.او پس از تحصیل در برلین ساکن شد.
- Die junge Ärztin wird sich als Allgemeinmedizinerin in der Kleinstadt niederlassen.پزشک جوان به عنوان پزشک عمومی در شهر کوچک مطب خواهد زد.
2
sich + auf + Dativ / intransitiv
به صورت رسمی یا ادبی: نشستن روی صندلی یا مبل، یا فرود آمدن پرنده یا هواپیما.
- Er ließ sich auf dem Sofa nieder.او روی مبل نشست.
- Die Taube ließ sich auf dem Dachfirst nieder.کبوتر روی لبه بام فرود آمد.