zulassen
اجازه دادن، پذیرفتن، مجاز دانستن، بسته گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ / zu + Dativ
پذیرفتن یا مجوز دادن به ورود، شرکت، ثبت یا فعالیت (پزشکی، خودرو، دانشگاه).
- Die Universität lässt nur eine begrenzte Anzahl von Studenten zu.دانشگاه فقط تعداد محدودی دانشجو را میپذیرد.
- Der Arzt hat ihm zu viel Essen nicht zugelassen.دکتر اجازه خوردن غذای زیاد را به او نداده بود.
2
Akkusativ / dass-Satz
اجازه دادن، مانع نشدن، اجازه رخ دادن چیزی را دادن.
- Er ließ die Tür offen stehen.او اجازه داد در باز بماند.
- Sie ließ nicht zu, dass ihre Kinder die ganze Nacht aufblieben.او اجازه نداد که بچههایش تمام شب بیدار بمانند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas zulassen)
در، پنجره یا ظرفی را بسته نگه داشتن و باز نکردن.
- Bitte lassen Sie das Fenster nicht zu, es zieht.لطفاً پنجره را نبندید، باد میآید.
- Er ließ die Schachtel verschlossen.او جعبه را بسته نگه داشت.