lästern

Aussprache: /ˈlɛstɐn/
Worttrennung: läs·tern
فعل

غیبت کردن، بدگویی کردن

Bedeutungen

1 über + Akkusativ (über jemanden / etwas lästern)

پشت سر کسی حرف‌های منفی زدن؛ غیبت کردن، بدگویی کردن.

  • Es ist nicht schön, über andere zu lästern.بدگویی کردن درباره دیگران کار خوبی نیست.
  • Sie lästerten über ihren Chef, weil er ungerecht war.آنها درباره رئیسشان غیبت می‌کردند چون او ناعادل بود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

سخنان توهین‌آمیز یا بی‌احترامی‌آمیز نسبت به مقدسات یا دین بیان کردن؛ کفر گفتن، توهین به مقدسات کردن (قدیمی/مذهبی).

  • Er wagte es nicht, gegen Gott zu lästern.او جرأت نکرد به خدا کفر بگوید.
  • In alten Zeiten konnte Lästern hart bestraft werden.در زمان‌های قدیم، توهین به مقدسات می‌توانست به شدت مجازات شود.