lästiges Wimmerl

Aussprache: /ˈlɛstɪɡəs ˈvɪmɐl/
Worttrennung: läs·ti·ge·s Wim·merl
اصطلاح

بچه یا آدم آزاردهنده و سمج

Bedeutungen

1

این اصطلاح به طور تحقیرآمیز برای توصیف یک کودک یا فردی که بسیار آزاردهنده، سمج، لجباز و کلافه‌کننده است، به کار می‌رود. این فرد ممکن است دائماً غر بزند، اذیت کند یا درخواست‌های بی‌پایان داشته باشد.

  • Hör auf, so ein lästiges Wimmerl zu sein und mach deine Hausaufgaben!دیگر بس کن اینقدر آزاردهنده باش و تکالیفت را انجام بده!
  • Der kleine Junge war ein richtiges lästiges Wimmerl, er wollte einfach nicht schlafen.پسر بچه واقعاً سمج و کلافه‌کننده بود، او به هیچ وجه نمی‌خواست بخوابد.
  • Sie hat sich wie ein lästiges Wimmerl an ihn gehängt.او مانند یک آدم سمج به او چسبیده بود.