lästig

Aussprache: /ˈlɛstɪç/
Wortzerlegung: läs·tig
صفت

مزاحم، آزاردهنده، کلافه‌کننده

Beispiele

  • Die Mücken hier am See sind aber ''lästig.پشه‌های این کنار دریا واقعاً مزاحم و آزاردهنده هستند.
  • Wenn die ''lästigen'' Hausaufgaben nicht wären, würde sie gerne in die Schule gehen.اگر تکالیف آزاردهنده مدرسه نبود، او با میل و اشتیاق به مدرسه می‌رفت.
  • Doch auch diesmal kann Wladimir seine Kämpfer nicht bezahlen, wieder muss er die nun ''lästigen'' Krieger loswerden.اما این بار هم ولادیمیر نمی‌تواند جنگجویانش را پرداخت کند، او دوباره باید از شر این جنگجویان مزاحم خلاص شود.