lästig
مزاحم، آزاردهنده، کلافهکننده
Bedeutungen
1
موجب آزار، مزاحمت یا ناراحتی؛ چیزی یا کسی که باعث کلافگی و اذیت میشود.
- Die ständigen Anrufe waren sehr lästig.تماسهای مداوم بسیار آزاردهنده بودند.
- Diese Mücken sind im Sommer besonders lästig.این پشهها در تابستان به خصوص مزاحم هستند.
- Seine lästige Angewohnheit, ständig zu niesen, störte die Konzentration.عادت آزاردهنده او به عطسه کردن مداوم، تمرکز را بر هم میزد.