läufig

Aussprache: /ˈlɔɪ̯fɪç/
Worttrennung: läu·fig
صفت

آماده جفت‌گیری (حیوانات ماده مثل سگ)، رایج، جریان‌دار

Bedeutungen

1

در مورد حیوانات ماده (به ویژه سگ‌ها)، در دوره فحلی و آماده جفت‌گیری.

  • Die Hündin ist jetzt läufig und sucht einen Partner.سگ ماده اکنون آماده جفت‌گیری است و به دنبال جفت می‌گردد.
  • Man muss aufpassen, wenn die Katze läufig ist.باید مراقب بود وقتی گربه ماده در دوره فحلی است.
  • Der Rüde reagierte auf die läufige Hündin in der Nachbarschaft.سگ نر به سگ ماده در دوره فحلی در همسایگی واکنش نشان داد.
2

رایج، متداول یا در جریان؛ معمول.

  • Diese Meinung ist unter jungen Leuten sehr läufig.این عقیده در بین جوانان بسیار رایج است.
  • Es ist ein läufiger Irrtum zu glauben, dass...این یک اشتباه رایج است که فکر کنیم...
  • Die läufige Praxis in diesem Unternehmen ist es, Boni auszuzahlen.رویه رایج در این شرکت پرداخت پاداش است.