läufig
آماده جفتگیری (حیوانات ماده مثل سگ)، رایج، جریاندار
Bedeutungen
1
در مورد حیوانات ماده (به ویژه سگها)، در دوره فحلی و آماده جفتگیری.
- Die Hündin ist jetzt läufig und sucht einen Partner.سگ ماده اکنون آماده جفتگیری است و به دنبال جفت میگردد.
- Man muss aufpassen, wenn die Katze läufig ist.باید مراقب بود وقتی گربه ماده در دوره فحلی است.
- Der Rüde reagierte auf die läufige Hündin in der Nachbarschaft.سگ نر به سگ ماده در دوره فحلی در همسایگی واکنش نشان داد.
2
رایج، متداول یا در جریان؛ معمول.
- Diese Meinung ist unter jungen Leuten sehr läufig.این عقیده در بین جوانان بسیار رایج است.
- Es ist ein läufiger Irrtum zu glauben, dass...این یک اشتباه رایج است که فکر کنیم...
- Die läufige Praxis in diesem Unternehmen ist es, Boni auszuzahlen.رویه رایج در این شرکت پرداخت پاداش است.