auflaufen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌlaʊ̯fn̩/
Worttrennung: auf·lau·fen
فعل

به گل نشستن، انباشته شدن، بالا آمدن

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas auflaufen)

کشتی یا قایق به صخره یا تپه شنی برخورد کرده و متوقف شود

  • Das Schiff ist auf eine Sandbank aufgelaufen.کشتی به یک تپه شنی برخورد کرد و متوقف شد.
  • Bei Ebbe liefen die kleinen Boote auf den Grund auf.با پایین رفتن آب، قایق‌های کوچک به کف برخورد کردند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

انباشته شدن، بالا رفتن و زیاد شدن بدهی‌ها یا هزینه‌ها

  • Die Kosten für das Projekt laufen schnell auf.هزینه‌های پروژه به سرعت در حال افزایش است.
  • Seine Schulden liefen im letzten Jahr auf.بدهی‌های او در سال گذشته انباشته شد.