auflaufen
به گل نشستن، انباشته شدن، بالا آمدن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas auflaufen)
کشتی یا قایق به صخره یا تپه شنی برخورد کرده و متوقف شود
- Das Schiff ist auf eine Sandbank aufgelaufen.کشتی به یک تپه شنی برخورد کرد و متوقف شد.
- Bei Ebbe liefen die kleinen Boote auf den Grund auf.با پایین رفتن آب، قایقهای کوچک به کف برخورد کردند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
انباشته شدن، بالا رفتن و زیاد شدن بدهیها یا هزینهها
- Die Kosten für das Projekt laufen schnell auf.هزینههای پروژه به سرعت در حال افزایش است.
- Seine Schulden liefen im letzten Jahr auf.بدهیهای او در سال گذشته انباشته شد.