hinterherlaufen
دنبال دویدن، تعقیب کردن، پیگیری کردن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
با دویدن کسی یا چیزی را تعقیب کردن و به دنبالش رفتن؛ دنبال کردن.
- Die Kinder liefen dem Ball hinterher.بچهها دنبال توپ دویدند.
- Er lief dem Bus hinterher, aber er hat ihn verpasst.او دنبال اتوبوس دوید، اما آن را از دست داد.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
تلاش بیش از حد و اغلب بیثمر برای به دست آوردن چیزهایی مانند پول، شهرت یا مد؛ دنبال کردن چیزی با اشتیاق زیاد.
- Viele junge Leute laufen dem schnellen Geld hinterher.بسیاری از جوانان به دنبال پول سریع میدوند.
- Sie lief den neuesten Modetrends hinterher.او از آخرین مدها پیروی میکرد.