durchlaufen
گذراندن مراحل، عبور کردن از میان
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas durchlaufen)
گذراندن و سپری کردن کامل یک دوره، فرآیند یا مرحله زمانی.
- Er muss noch einige Prüfungen durchlaufen.او هنوز باید چند آزمون را پشت سر بگذارد.
- Der Prozess der Heilung durchläuft verschiedene Phasen.فرآیند بهبودی مراحل مختلفی را طی میکند.
2
Akkusativ / intransitiv
از میان یک منطقه یا فضا با دویدن عبور کردن، یا مایعات از فیلتر یا مادهای عبور کردن.
- Die Läufer liefen durch das Stadion.دوندگان از میان استادیوم دویدند.
- Das Wasser läuft durch den Sandfilter.آب از فیلتر شنی عبور میکند.