durchlaufen

Aussprache: /ˈdʊʁçˌlaʊfn̩/
Worttrennung: durch·lau·fen
فعل

گذراندن مراحل، عبور کردن از میان

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas durchlaufen)

گذراندن و سپری کردن کامل یک دوره، فرآیند یا مرحله زمانی.

  • Er muss noch einige Prüfungen durchlaufen.او هنوز باید چند آزمون را پشت سر بگذارد.
  • Der Prozess der Heilung durchläuft verschiedene Phasen.فرآیند بهبودی مراحل مختلفی را طی می‌کند.
2 Akkusativ / intransitiv

از میان یک منطقه یا فضا با دویدن عبور کردن، یا مایعات از فیلتر یا ماده‌ای عبور کردن.

  • Die Läufer liefen durch das Stadion.دوندگان از میان استادیوم دویدند.
  • Das Wasser läuft durch den Sandfilter.آب از فیلتر شنی عبور می‌کند.