einlaufen
آب رفتن، وارد شدن، رسیدن
Bedeutungen
1
intransitiv / in + Akkusativ
ورود کشتی به بندر یا رسیدن ورزشکار به خط پایان مسابقه.
- Das Schiff läuft heute Abend in den Hafen ein.کشتی امشب وارد بندر میشود.
- Die Läufer sind nach einem langen Rennen endlich eingelaufen.دوندگان پس از یک مسابقه طولانی سرانجام به خط پایان رسیدند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
کوچک شدن و جمع شدن پارچه یا لباس هنگام شستشو یا در اثر حرارت.
- Vorsicht, dieser Pullover kann beim Waschen einlaufen.احتیاط، این پلیور ممکن است هنگام شستشو آب برود.
- Die Hose ist mir nach dem ersten Waschen eingelaufen.شلوارم بعد از اولین شستشو آب رفت.
3
intransitiv (بدون مفعول)
رسیدن و دریافت شدن سفارشات، پول، نامه یا اخبار.
- Die bestellten Waren sind endlich eingelaufen.کالاهای سفارش داده شده سرانجام رسیدند.
- Wir warten darauf, dass die Zahlung einläuft.ما منتظریم که پرداخت برسد.