eislaufen

Aussprache: /ˈaɪ̯sˌlaʊ̯fn̩/
Worttrennung: eis·lau·fen
فعل

اسکیت روی یخ کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با استفاده از اسکیت‌های مخصوص روی سطح یخ حرکت کردن و سر خوردن؛ ورزش اسکیت روی یخ.

  • Am Wochenende gehen wir gerne auf der Eisbahn eislaufen.ما آخر هفته‌ها دوست داریم در پیست یخ اسکیت روی یخ برویم.
  • Kinder lernen oft schnell, auf dem Eis zu eislaufen.کودکان اغلب به سرعت یاد می‌گیرند که روی یخ اسکیت کنند.