zulaufen
دویدن به سمت، سرازیر شدن، پناه آوردن
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ / zu + Dativ
به سمت شخص یا مکانی دویدن.
- Die Kinder liefen auf den Spielplatz zu.بچهها به سمت زمین بازی دویدند.
- Er lief schnell zu seiner Mutter zu.او سریع به سمت مادرش دوید.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
پناه آوردن حیوان ولگرد به خانه شخص و ماندگار شدن نزد او.
- Einer Katze ist uns zugelaufen.یک گربه ولگرد به خانه ما پناه آورد.
- Ein Hund ist ihm gestern zugelaufen.دیروز یک سگ به او پناه آورد.
3
zu + Dativ (zu jemandem / etwas zulaufen)
سرازیر شدن و هجوم آوردن انبوه جمعیت به یک نقطه.
- Die Menschen liefen zu dem Unfallort zu.مردم به سمت محل حادثه هجوم آوردند.
- Alle Fans liefen zum Stadion zu.همه طرفداران به سمت ورزشگاه سرازیر شدند.