läuten

Aussprache: /ˈlɔɪ̯tn̩/
Worttrennung: läu·ten
فعل

زنگ زدن، به صدا درآوردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

زنگ زدن، به صدا درآوردن (زنگ، ناقوس) بدون ذکر مفعول.

  • Die Glocken läuten zur Messe.ناقوس‌ها برای مراسم کلیسا به صدا درمی‌آیند.
  • Es läutet an der Tür.صدای زنگ در می‌آید.
2 Akkusativ (jemanden / etwas läuten)

زنگ زدن، به صدا درآوردن (زنگ، ناقوس) با ذکر مفعول.

  • Der Küster läutet die Kirchenglocken.خادم کلیسا ناقوس‌های کلیسا را به صدا درمی‌آورد.
  • Sie läutete die kleine Glocke, um Aufmerksamkeit zu erregen.او زنگ کوچک را به صدا درآورد تا توجه جلب کند.