läuten
زنگ زدن، به صدا درآوردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
زنگ زدن، به صدا درآوردن (زنگ، ناقوس) بدون ذکر مفعول.
- Die Glocken läuten zur Messe.ناقوسها برای مراسم کلیسا به صدا درمیآیند.
- Es läutet an der Tür.صدای زنگ در میآید.
2
Akkusativ (jemanden / etwas läuten)
زنگ زدن، به صدا درآوردن (زنگ، ناقوس) با ذکر مفعول.
- Der Küster läutet die Kirchenglocken.خادم کلیسا ناقوسهای کلیسا را به صدا درمیآورد.
- Sie läutete die kleine Glocke, um Aufmerksamkeit zu erregen.او زنگ کوچک را به صدا درآورد تا توجه جلب کند.