löchrig

Aussprache: /ˈlœçrɪç/
Worttrennung: löch·rig
صفت

سوراخ‌سوراخ، دارای سوراخ، نشت‌دار

Bedeutungen

1

به ماده‌ای اطلاق می‌شود که دارای سوراخ‌های متعدد است، چه به صورت طبیعی و چه در اثر فرسودگی یا آسیب. این می‌تواند منجر به نشت یا عبور هوا/مایعات شود.

  • Der alte Schwamm war ganz löchrig und zerfiel leicht.اسفنج قدیمی کاملاً سوراخ‌سوراخ بود و به راحتی از هم می‌پاشید.
  • Die löchrige Käsesorte hat einen besonderen Geschmack.این نوع پنیر سوراخ‌دار طعم خاصی دارد.
  • Nach dem Unfall war der Reifen löchrig und verlor Luft.پس از تصادف، لاستیک سوراخ بود و هوا خارج می‌شد.