löchrig
سوراخسوراخ، دارای سوراخ، نشتدار
Bedeutungen
1
به مادهای اطلاق میشود که دارای سوراخهای متعدد است، چه به صورت طبیعی و چه در اثر فرسودگی یا آسیب. این میتواند منجر به نشت یا عبور هوا/مایعات شود.
- Der alte Schwamm war ganz löchrig und zerfiel leicht.اسفنج قدیمی کاملاً سوراخسوراخ بود و به راحتی از هم میپاشید.
- Die löchrige Käsesorte hat einen besonderen Geschmack.این نوع پنیر سوراخدار طعم خاصی دارد.
- Nach dem Unfall war der Reifen löchrig und verlor Luft.پس از تصادف، لاستیک سوراخ بود و هوا خارج میشد.