löcken

Aussprache: /ˈlœkn̩/
Wortzerlegung: lö·cken
فعل

مقاومت کردن، سرپیچی کردن (قدیمی و نادر)

Beispiele

  • Parteien, die die Klasseninteressen der Herrschenden vertreten, werden nur das in der Presse veröffentlichen, was diesem Klasseninteresse nicht schadet, und wehe dem, der dagegen ''löckt.احزاب، که منافع طبقاتی حاکمان را نمایندگی می‌کنند، تنها چیزی را در مطبوعات منتشر خواهند کرد که به این منافع طبقاتی آسیب نرساند، و وای بر کسی که در برابر آن مقاومت کند.

Bedeutungen

1 kein spezifischer Fall, oft mit Adverbien der Richtung oder des Ortes

به طور نامنظم و خفیف تکان خوردن یا لرزیدن، اغلب به دلیل ناپایداری، باد، یا ارتعاشات؛ معمولاً برای توصیف اشیاء شکننده یا ساختارهای در معرض خطر به کار می‌رود.

  • Der alte Turm begann bei starkem Wind bedenklich zu löcken.برج قدیمی در اثر باد شدید به طور نگران‌کننده‌ای شروع به لرزیدن کرد.
  • Die Kerzenflamme löckte im Luftzug und warf tanzende Schatten an die Wand.شعله شمع در اثر جریان هوا می‌لرزید و سایه‌های رقصان را بر دیوار می‌انداخت.