löffelrein

Aussprache: /ˈlœfl̩ˌʁaɪ̯n/
Worttrennung: löf·fel·rein
صفت

به قدری تمیز که با قاشق هم تمیز نمی‌شود (کنایه از تمیزی کامل)

Bedeutungen

1

به معنای بسیار تمیز و پاکیزه، به طوری که هیچ لکه‌ای روی آن باقی نمانده باشد. این اصطلاح به صورت اغراق‌آمیز برای بیان نهایت تمیزی به کار می‌رود.

  • Nachdem die Putzfrau da war, war die Küche löffelrein.بعد از اینکه نظافتچی آنجا بود، آشپزخانه به قدری تمیز بود که انگار با قاشق تمیز شده بود.
  • Sein Hemd war nach dem Waschen wieder löffelrein.پیراهن او بعد از شستشو دوباره کاملاً تمیز بود.
  • Wir haben den Tisch abgewischt, bis er löffelrein war.ما میز را پاک کردیم تا کاملاً تمیز شد.