löhnen
پول پرداخت کردن، خرج کردن (عامیانه)
Beispiele
- Wie viel hast Du für die Bücher ''gelöhnt?چقدر برای کتابها پول دادی؟
- Die EU-Kommission hatte zuvor die höchste Geldstrafe in ihrer Geschichte verhängt. VW ''löhnte'' inzwischen 180 Millionen Mark.کمیسیون اروپا پیشتر بالاترین جریمه نقدی تاریخ خود را اعمال کرده بود. فولکسواگن در این میان ۱۸۰ میلیون مارک پرداخت کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پرداخت کردن، پول دادن (به ویژه برای کاری یا خدمتی، غیررسمی)
- Er musste eine hohe Strafe löhnen.او مجبور بود جریمه سنگینی بپردازد.
- Wer löhnt die Zeche?چه کسی صورتحساب را پرداخت میکند؟