lösbar
قابل حل، قابل تفکیک، قابل جدا شدن
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را حل کرد، به ویژه یک مسئله، معما یا مشکل.
- Diese mathematische Aufgabe ist mit den gelernten Formeln lösbar.این مسئله ریاضی با فرمولهای آموخته شده قابل حل است.
- Jedes Problem ist lösbar, wenn man es systematisch angeht.هر مشکلی قابل حل است، اگر به صورت سیستماتیک به آن پرداخته شود.
- Die Frage war schwierig, aber lösbar.سوال دشوار بود، اما قابل حل.
2
چیزی که میتوان آن را از هم جدا کرد، تفکیک کرد یا باز کرد.
- Die Teile des Spielzeugs sind leicht lösbar und wieder zusammensetzbar.قطعات اسباببازی به راحتی قابل جدا شدن و دوباره سرهم کردن هستند.
- Der Knoten war fest, aber mit etwas Geduld lösbar.گره محکم بود، اما با کمی صبر قابل باز شدن بود.
- Die Verbindung zwischen den beiden Rohren ist lösbar.اتصال بین دو لوله قابل جدا شدن است.