ablöschen

Aussprache: /ˈapˌlœʃn̩/
Worttrennung: ab·lö·schen
فعل

خاموش کردن (آتش), دیگ‌زدایی (در آشپزی)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas ablöschen)

آتش را خاموش کردن یا تشنگی را برطرف کردن.

  • Die Feuerwehr löschte das brennende Haus.آتش‌نشانی خانه در حال سوختن را خاموش کرد.
  • Er löschte seinen Durst mit einem großen Glas Wasser.او تشنگی خود را با یک لیوان بزرگ آب فرو نشاند.
2 Akkusativ (mit + Dativ)

در آشپزی، مایعی (مثل آب، شراب یا آبگوشت) را به تابه داغ اضافه کردن تا مواد چسبیده به آن جدا شوند و طعم بگیرند.

  • Nach dem Anbraten das Fleisch mit Rotwein ablöschen.پس از سرخ کردن، گوشت را با شراب قرمز دیگ‌زدایی کنید.
  • Sie löschte die Pfanne mit etwas Brühe ab.او تابه را با کمی آبگوشت دیگ‌زدایی کرد.