ablösen

Aussprache: /ˈapˌløːzn̩/
Worttrennung: ab·lö·sen
فعل

جایگزین شدن، جدا کردن، کندن، پرداخت کردن

Bedeutungen

1 transitiv (etwas)

چیزی را از سطح دیگری جدا کردن، کندن.

  • Der Kleber hat sich vom Papier gelöst.چسب از روی کاغذ جدا شد.
  • Man muss die alte Tapete von der Wand ablösen.باید کاغذ دیواری قدیمی را از دیوار کند.
2 transitiv (jemanden/etwas)

جایگزین کسی یا چیزی شدن، وظیفه یا موقعیت کسی را بر عهده گرفتن.

  • Der neue Trainer wird den alten ablösen.مربی جدید جایگزین مربی قبلی خواهد شد.
  • Die jüngere Generation löst die ältere in vielen Berufen ab.نسل جوان‌تر در بسیاری از مشاغل جایگزین نسل قدیمی‌تر می‌شود.
3 transitiv (etwas)

بدهی یا وامی را به طور کامل پرداخت کردن.

  • Sie hat den Kredit vorzeitig abgelöst.او وام را زودتر از موعد پرداخت کرد.
  • Der Bausparvertrag wurde nun abgelöst.قرارداد پس‌انداز مسکن اکنون تسویه شد.