einlösen
بازخرید کردن، وصول کردن، نقد کردن (چک، کوپن، سهام)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas einlösen)
یک کوپن، کارت هدیه، یا امتیاز را برای دریافت کالا یا خدمات استفاده کردن؛ به یک قول یا تعهد عمل کردن.
- Ich möchte diesen Gutschein für ein kostenloses Mittagessen einlösen.من میخواهم این کوپن را برای یک ناهار رایگان استفاده کنم.
- Er hat sein Versprechen eingelöst und ihr geholfen.او به قولش عمل کرد و به او کمک نمود.
2
Akkusativ (etwas einlösen)
یک چک یا سفته را به پول نقد تبدیل کردن.
- Sie ging zur Bank, um den Scheck einzulösen.او برای وصول چک به بانک رفت.
- Der Händler hat die Aktien zu einem guten Preis eingelöst.تاجر سهام را با قیمت خوبی بازخرید کرد.