einladen
دعوت کردن، میهمان کردن، فرا خواندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden) + zu + Dativ
کسی را به یک رویداد، مهمانی، جلسه یا مکان خاصی فرا خواندن یا دعوت کردن.
- Ich lade dich zu meiner Geburtstagsparty ein.من تو را به جشن تولدم دعوت میکنم.
- Sie hat uns zu einem Abendessen eingeladen.او ما را به یک شام دعوت کرده بود.
2
Akkusativ (etwas/jemanden) + auf + Akkusativ
کالا یا افراد را روی وسیله نقلیه یا در آن قرار دادن برای حمل یا جابجایی.
- Der Bauer lud die Ernte auf den Wagen ein.کشاورز محصول را روی گاری بار زد.
- Wir haben die Koffer in das Auto eingeladen.ما چمدانها را در ماشین جا دادیم.