einladen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌlaːdn̩/
Worttrennung: ein·la·den
فعل

دعوت کردن، میهمان کردن، فرا خواندن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden) + zu + Dativ

کسی را به یک رویداد، مهمانی، جلسه یا مکان خاصی فرا خواندن یا دعوت کردن.

  • Ich lade dich zu meiner Geburtstagsparty ein.من تو را به جشن تولدم دعوت می‌کنم.
  • Sie hat uns zu einem Abendessen eingeladen.او ما را به یک شام دعوت کرده بود.
2 Akkusativ (etwas/jemanden) + auf + Akkusativ

کالا یا افراد را روی وسیله نقلیه یا در آن قرار دادن برای حمل یا جابجایی.

  • Der Bauer lud die Ernte auf den Wagen ein.کشاورز محصول را روی گاری بار زد.
  • Wir haben die Koffer in das Auto eingeladen.ما چمدان‌ها را در ماشین جا دادیم.