lüften
تهویه کردن، هوا دادن؛ (مجازی) فاش کردن، برملا کردن
Beispiele
- Es ist so stickig hier in der Wohnung, kannst du bitte ein Fester öffnen und ''lüften?اینجا در آپارتمان خیلی خفه است، لطفاً میتوانی یک پنجره را باز کنی و هوا بدهی؟
- An der Wand paar Heiligenbilder und Photographien von Soldaten, nicht einmal ''gelüftet war worden,'' offenbar hoffte man, der neue Gast werde nicht lange bleiben, und tat nichts dazu, ihn zu halten.روی دیوار چند تصویر مقدس و عکس سربازان، حتی هوا هم داده نشده بود، ظاهراً امیدوار بودند مهمان جدید زیاد نماند و کاری برای نگه داشتنش نکردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اجازه دادن به هوای تازه برای ورود به یک فضا و هوای کهنه برای خروج؛ تهویه کردن.
- Bitte lüfte das Zimmer regelmäßig, um frische Luft hereinzulassen.لطفاً اتاق را به طور منظم تهویه کن تا هوای تازه وارد شود.
- Nach dem Kochen sollte man die Küche gut lüften.بعد از آشپزی باید آشپزخانه را خوب تهویه کرد.
2
Akkusativ
یک راز، یک موضوع پنهان یا یک سوءظن را فاش کردن یا آشکار کردن.
- Er lüftete das Geheimnis seiner Herkunft erst nach vielen Jahren.او راز اصل و نسب خود را تنها پس از سالها فاش کرد.
- Die Journalisten versuchten, den Skandal zu lüften.روزنامهنگاران تلاش کردند تا پرده از رسوایی بردارند (رسوایی را فاش کنند).