lüften

Aussprache: /ˈlʏftn̩/
Worttrennung: lüf·ten
فعل

تهویه کردن، هوا دادن، فاش کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas lüften)

اجازه دادن به هوای تازه برای ورود به یک فضا و هوای کهنه برای خروج؛ تهویه کردن.

  • Wir müssen die Wohnung mehrmals täglich lüften.ما باید آپارتمان را روزی چند بار تهویه کنیم.
  • Bitte lüften Sie das Zimmer gut, bevor die Gäste kommen.لطفاً قبل از آمدن مهمانان اتاق را خوب هوا بدهید.
2 Akkusativ (jemanden / etwas lüften)

یک راز، یک موضوع پنهان یا یک سوءظن را فاش کردن یا آشکار کردن.

  • Endlich wurde das Geheimnis gelüftet.سرانجام راز فاش شد.
  • Die Polizei hofft, den Täter bald lüften zu können.پلیس امیدوار است که بتواند به زودی هویت مجرم را فاش کند.