lüpfen
کمی بلند کردن، بالا زدن؛ (فوتبال) از روی بازیکن رد کردن
Beispiele
- Auf der Suche nach dem Enkel ''lüpft'' Oma einen Zipfel der Bettdecke, um darunter zu schauen.مادربزرگ برای پیدا کردن نوه، گوشه ملحفه را کمی بالا زد تا زیر آن را نگاه کند.
- Sie ''lüpfte'' ihren Rock, um schneller weglaufen zu können.او دامنش را کمی بالا زد تا بتواند سریعتر فرار کند.
- Mit dezent ''gelüpfter'' Augenbraue deutete er nach rechts.او با ابروی کمی بالا رفته به سمت راست اشاره کرد.
- Kannst du den Ball über den Torwart ''lüpfen?میتوانی توپ را از روی دروازهبان رد کنی؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را کمی بلند کردن یا بالا بردن (معمولاً به صورت سریع و کوتاه).
- Er lüpfte seinen Hut zur Begrüßung.او کلاهش را برای سلام کردن کمی بالا برد.
- Sie lüpfte den Deckel des Topfes, um hineinzusehen.او در قابلمه را کمی بلند کرد تا داخل آن را ببیند.