lackmeiern
کلاهبرداری کردن، سر کسی کلاه گذاشتن
Beispiele
- Einer der ''gelackmeierten'' Vorstände scherzte damals mit einer gehörigen Portion Galgenhumor: »Wie erzählen wir das bloß unserem Aufsichtsrat?یکی از مدیرانی که سرش کلاه رفته بود، با شوخ طبعی تلخی شوخی کرد: » چطور این موضوع را به هیئت نظارت خود بگوییم؟
Bedeutungen
1
N/A
این فعل در زبان آلمانی استاندارد وجود ندارد و نمیتوان برای آن صرف و معنی مشخصی ارائه داد.
- Dieses Wort ist in keinem deutschen Wörterbuch zu finden.این کلمه در هیچ فرهنگ لغت آلمانی یافت نمیشود.
- Es handelt sich wahrscheinlich um einen Tippfehler.احتمالاً این یک اشتباه تایپی است.