ausladen
تخلیه کردن (بار)، پس گرفتن دعوت
Beispiele
- Wir müssen noch einige Kartons ''ausladen.ما هنوز باید چند کارتن را تخلیه کنیم.
- Wenn du sie nicht dabei haben möchtest, werden wir sie halt wieder ''ausladen.اگر نمیخواهی آنها همراهت باشند، خب دعوتشان را پس میگیریم.
Bedeutungen
1
etwas ausladen (Akkusativ)
کالا یا بار را از وسیله نقلیه خارج کردن.
- Wir müssen die Möbel aus dem LKW ausladen.ما باید اثاثیه را از کامیون تخلیه کنیم.
- Hilfst du mir, die Einkäufe auszuladen?کمکم میکنی خریدها را تخلیه کنم؟
2
jemanden ausladen (Akkusativ)
مسافر را از وسیله نقلیه پیاده کردن.
- Der Taxifahrer hat mich am Bahnhof ausgeladen.راننده تاکسی مرا در ایستگاه قطار پیاده کرد.
- Er wurde vor dem Hotel ausgeladen.او جلوی هتل پیاده شد.
3
jemanden ausladen (Akkusativ)
دعوت قبلی را لغو کردن یا از کسی نخواستن که بیاید.
- Sie hat ihn von der Party ausgeladen.او را از مهمانی دعوت نکرد.
- Es ist unhöflich, jemanden einfach auszuladen.بیادبی است که کسی را به سادگی دعوت نکنی.