schiefliegen
اشتباه کردن، در وضعیت نامناسب بودن
Bedeutungen
1
mit + Dativ (mit jemandem / etwas schiefliegen)
در مورد چیزی اشتباه کردن، ارزیابی یا حدس نادرست داشتن.
- Ich fürchte, wir liegen mit unserer Prognose schief.میترسم که در پیشبینیمان اشتباه کرده باشیم.
- Bei der Einschätzung des Risikos lag er völlig schief.او در ارزیابی ریسک کاملاً اشتباه کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
در وضعیت نامناسب، نادرست یا بحرانی قرار داشتن.
- Die Situation in der Firma liegt schief.وضعیت در شرکت نامناسب است.
- Nach dem Unfall lag sein Bein schief.بعد از تصادف پایش در وضعیت نامناسبی قرار گرفت.