darüberliegen
رویش قرار داشتن، بالاتر بودن از حد نصاب
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
روی سطح شیء دیگری قرار داشتن (مثلاً پوشش یا خودکار روی کتاب).
- Die Zeitung lag auf dem Tisch.روزنامه روی میز قرار داشت.
- Ein leichter Nebel lag über dem Tal.مه خفیفی بر فراز دره قرار داشت.
2
über + Dativ (etwas) / ohne Objekt
از نظر آمار، مقدار، سن یا قیمت فراتر و بالاتر از میانگین بودن.
- Sein Einkommen liegt deutlich über dem Durchschnitt.درآمد او به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین است.
- Die Kosten liegen über dem geplanten Budget.هزینهها بالاتر از بودجه برنامهریزی شده است.