lakritzschwarz

Aussprache: /lakˈʁɪt͡sˌʃvaʁt͡s/
Worttrennung: la·kritz·schwa·rz
صفت

به سیاهی شیرین بیان

Bedeutungen

1

به رنگ سیاه عمیق و براق، شبیه رنگ شیرین بیان (آبنبات یا ریشه گیاه).

  • Ihre Haare waren lang und lakritzschwarz.موهای او بلند و به سیاهی شیرین بیان بود.
  • Der Käfer hatte einen glänzenden, lakritzschwarzen Panzer.سوسک دارای پوسته‌ای براق و به سیاهی شیرین بیان بود.
  • Er trug einen Anzug in einem tiefen, lakritzschwarzen Ton.او کت و شلواری به رنگ سیاه عمیق و به سیاهی شیرین بیان پوشیده بود.