lamellenförmig

Aussprache: /laˈmɛlənˌfœrmɪç/
Worttrennung: la·mel·len·för·mig
صفت

تیغه‌ای شکل، صفحه‌ای شکل، شیاری شکل

Bedeutungen

1

دارای ساختاری شبیه به تیغه، صفحه یا شیار؛ به صورت لایه‌لایه یا صفحه‌مانند.

  • Die Lamellenförmige Struktur des Kühlergrills ist sehr auffällig.ساختار تیغه‌ای شکل جلوپنجره بسیار چشمگیر است.
  • Die Blätter vieler Bäume sind lamellenförmig, um mehr Sonnenlicht einzufangen.برگ بسیاری از درختان برای جذب نور خورشید بیشتر، تیغه‌ای شکل هستند.
  • Die Lamellenförmige Oberfläche des Pilzes dient der Sporenverbreitung.سطح صفحه‌ای شکل قارچ برای پراکنده کردن هاگ‌ها عمل می‌کند.