lamellenförmig
تیغهای شکل، صفحهای شکل، شیاری شکل
Bedeutungen
1
دارای ساختاری شبیه به تیغه، صفحه یا شیار؛ به صورت لایهلایه یا صفحهمانند.
- Die Lamellenförmige Struktur des Kühlergrills ist sehr auffällig.ساختار تیغهای شکل جلوپنجره بسیار چشمگیر است.
- Die Blätter vieler Bäume sind lamellenförmig, um mehr Sonnenlicht einzufangen.برگ بسیاری از درختان برای جذب نور خورشید بیشتر، تیغهای شکل هستند.
- Die Lamellenförmige Oberfläche des Pilzes dient der Sporenverbreitung.سطح صفحهای شکل قارچ برای پراکنده کردن هاگها عمل میکند.