lammfromm

Aussprache: /ˈlamˌfʁɔm/
Worttrennung: lamm·fromm
صفت

آرام و مطیع مانند بره، بسیار آرام و بی‌گناه

Bedeutungen

1

بسیار آرام، مطیع، بی‌صدا و بی‌گناه، شبیه به رفتار یک بره.

  • Das Kind war heute Morgen ungewöhnlich lammfromm.کودک امروز صبح به طور غیرمعمولی آرام بود.
  • Er gab sich nach außen hin lammfromm, war aber hinterhältig.او در ظاهر خود را بسیار آرام و بی‌گناه نشان می‌داد، اما حیله‌گر بود.
  • Die Katze liegt lammfromm auf dem Sofa.گربه آرام و بی‌صدا روی مبل دراز کشیده است.